سه شنبه 31/ ارديبهشت/ 1392

مقاله فرهنگی - ژول ورن و داستان های ماورا الطبیعه او
بانک اطلاعات مشاغل
بانک جویندگان کار NEW
جاذبه گردشگری ایران
ارسال کارت پستال
تبریک تولد
تبریک پیوند ازدواج
مسابقه و جایزه NEW
بانک مقالات
روستاهای قم
انجمن گفتگو
بزرگداشت شهید
نگارخانه
صوت و فیلم
دانلود نرم افزار
خدمات رایانه ای
سایت های اینترنتی
ویژه نامه ها
تبلیغات در سایت
جهان در سال 2100 NEW
یادداشت های من
مدیران سایتها و وبلاگها
داستان و مدل
گلچین مشاغل
جوک و sms
طراوشات ذهنی
سایت سورک
خلاصه آمار سایت
بازدید کل  :  12151081
بازدید امروز :   7176

آمار هفته گذشته
1392/2/30  :  8136
1392/2/29  :  10846
1392/2/28  :  10560
1392/2/27  :  7354
1392/2/26  :  8586
1392/2/25  :  8672
1392/2/24  :  9979

مقاله فرهنگی

ژول ورن و داستان های ماورا الطبیعه او

« ژول ورن » نویسنده فرانسوی ، آثاری متمایز از دیگر رمان نویسان عصر خود داشت . او آینده ای را که برای بشر قرن ۱۹ ناشناخته و دست نیافتنی و در حد یک رویا بود ، مشاهده می کرد و در قالب خیال و تخیل حرکتی واقع گرایانه داشت . آثار این نویسنده بزرگ ترکیبی از وقایع علمی و تخیلی Science - Fiction بود ، البته او با قلم خود شرایط و فضای داستان ها را به گونه ای خلق می کرد ، که دنیای خیالی اش برای خواننده ملموس و قابل درک می شد . او جزئیات ورویداد ها را با ظرافتی خاص در بستری واقع گرا به حرکت درمی آورد . داستان هایش مملو از تخیلات شیرین و هیجان انگیز بود . شاید در آن زمان کسی باور نمی کرد روزی برسد که همه داستان های زاییده ذهن ژول ورن به حقیقت تبدیل شود ، که این گونه شد . همه رمان ها و داستان های او در قالب سفرنامه های جذاب و پرهیجان است و خواننده را غرق در آن می کند . این مقاله اشاره ای به زندگی و آثار این نویسنده شهیر دارد . لذا به مناسبت صدمین سالگرد در گذشت او نگاهی به زندگی پرفراز و نشیب او خواهیم داشت .

کودکی یک نویسنده بزرگ

ژول ورن در ۸ فوریه سال ۱۸۲۸ در جزیره ریدو از توابع نانت فرانسه در یک خانواده متشخص و تحصیل کرده چشم به جهان گشود . پدرش وکالت خوانده و وکیل معروف شهر بود و همه او را به خوش نامی می شناختند . او می خواست پسرش نیز راه او را ادامه دهد و با تحصیل در رشته حقوق ، جانشین وی شود . درحالیکه ژول ورن از همان دوران کودکی علاقه خود را به نوشتن داستان نشان داد و تمایلی به ادامه شغل پدرش نداشت . گویی وکالت و حقوق با روحیه این کودک حساس تطابق نمی کرد . ژول ورن از کودکی عاشق طبیعت و زندگی عاری از تجملات بود . هر فرصتی که به دست می آورد به اسکله لوار و کنار دریا می رفت و مدت های طولانی به تماشای عبور کشتی ها و قایق ها مشغول می شد . او ناخدا ها و ملوان ها را دوست داشت و آرزوی سفر به دوردست ها را در سر می پروراند . او در رویایش سوار بر کشتی می شد و بر روی امواج بیکران دریا ها به سفر می پرداخت . به طور کلی بچه ای خیال پرور و تخیلاتی بود و در اوقات فراغت دست به قلم می برد و خاطرات و اتفاقات گوناگون را روی کاغذ می نوشت . علاقه او به سفر و دریانوردی تا آنجا پیش رفت که در ۱۱ سالگی بدون اینکه به پدر و مادرش بگوید ، تصمیم گرفت سوار برکشتی شود و به سوی شبه قاره هند راه بیفتد . لذا حاضر شد در کشتی به پادویی و شاگردی به استخدام یک ناخدا در بیاید ، اما قبل از اینکه کشتی حرکت کند پدر متوجه غیبت ژول ورن شد و از راه رسید و او را به خانه برگرداند ; اما ژول ورن باز به دنبال فرصتی مناسب می گشت ، تا به سفر های ماجراجویانه برود و از تحصیل در رشته حقوق و وکالت سرباز زند .

دوران جوانی
ژول ورن بنا به خواست و اجبار پدر به تحصیلدر رشته حقوق پرداخت ، لذا به پاریس رفت ، تا در آنجا به ادامه شغل پدر بپردازد . ژول که از هوش بالایی برخوردار بود به سرعت دوران دانشگاه را به پایان رساند ، اما گرایشی به شغل وکالت نداشت ; علاقه خود را در ادبیات و نویسندگی می دید . او با خلوص نیت خواسته خود را با پدر در میان گذاشت . پدرش نیز که به علاقه پسرش در زمینه نویسندگی آگاه شده بود ، مقرری کمی را برای او در نظر گرفت تا بتواند به زندگی در پاریس بپردازد و کتاب بنویسد ، اما این مبلغ برای ژول کفایت نمی کرد و او در فقر و تنگدستی روزگار زندگی می کرد . روز ها را با خوردن نان خشک بیات شده سپری می کرد . در همین دوران دختری ثروتمند عاشق او شد . به او پیشنهاد ازدواج کرد ، اما ژول ورن از این ازدواج سرباز زد زیرا در همان دوران با چند تن از دوستانش یک باشگاه مردان مجرد را راه اندازی کرده بود ، به طور کلی علاقه ای به ازدواج با یک دختر ثروتمند و مغرور را نداشت . او موفق شد در تئاتر لیبریک پاریس کاری پیدا کند و در ماه صد فرانک حقوق بگیرد و به زندگی خود سروسامانی دهد . با اینحال که ژولورن وقت فراغت بسیار محدودی داشت ، اما از خواندن کتب علمی در کتابخانه ملی پاریس غافل نمی شد . شور و شوق او به نوشتن روز به روز بیشتر می شد ، بنابراین اولین کتاب خود با نام « ۵ هفته در بالن » را نوشت . او به پانزده ناشر مراجعه کرد تا داستانش را به چاپ برساند ، اما هیچ یک حاضر به خواندن داستان یک نویسنده تازه کار نبودند ، ولی ژول ورن برکار خود مصمم بود . در سال ۱۸۶۲ به موسسه انتشاراتی هتزل رفت و داستان خود را به او داد . هتزل که خود یک نویسنده بود ، با نام « پ . ژاستال » برای نوجوان داستان های هیجان انگیز می نوشت . او با خواندن دست نوشته ژول ورن به وجد آمد و به او پیشنهاد کرد ، تا صرفا از مطالب علمی در داستان هایش بپرهیزد و به داستان شکلی هیجانی و جذاب تر دهد ، تا موفق شود . او با ژول ورن قراردادی ۲۰ ساله بست تا هر سال ۲ کتاب بنویسد و در برابر هر کتاب ده هزار فرانک دریافت کند . گویی ژول ورن چشمانش باز شده بود او که در دوران نویسندگان مشهوری چون بالزاک ، امیلزولا ، الکساندر دومای پدر ، چارلز دیکنز و داستایووسکی به سر می برد ، تصمیم گرفت کاری نو و متمایز از این نویسندگان ارائه دهد . او برای نوشتن داستان هایش کتب علمی و جغرافیایی را مطالعه کرد ، به نحوی  داستان می نوشت که گویی خودش به آن سرزمین های دور سفر کرده و اطلاعات کافی از آن مکان ها دارد . ژول ورن در زمینه گیاه شناسی ، ستاره شناسی ، ریاضیات ، فیزیک ، شیمی و مطالعه نقشه ها به تحقیق پرداخت ، تا کتاب هایش را به طور دقیق بنویسد . او در کتاب هایش آنقدر دقیق به معرفی کشور ها می پرداخت که خواننده را به حیرت وامی داشت . او در بخشی از کتاب « فاتح آسمان ها » به معرفی ایران پرداخته و درباره کویر لوت و دریای خزر به خوبی سخن به میان آورده است . همچنین به دلیل آینده نگری اش در داستان هایش اشاره ای به وسایل و ابداعات جالب پرداخته است . به این ترتیب او را پیام آور اختراعات و اکتشافات می شناسند او در کتاب « بیست هزار فرسنگ زیر دریا » ، « سفر به ماه » ، « قلعه مرموز » ، « به تلفن » « سفینه های فضای » و « هلی کوپتر » اشاره کرده که در آن دوران فقط یک وسیله تخیلی و رویایی بوده است سبک نوشتاری ژول ورن حالتی خاص داشت ، او با ظرافتی خاص برای خواننده هیجان ایجاد می کرد و گام به گام همراه با قهرمانان داستان پیش می رفت . کتاب « فرزندان ناخدا گرانت » ژول ورن را به شهرت جهانی رساند و کتاب « دور دنیا در هشتاد روز » به صورت نمایش در تئاتر های پاریس درآمد و ۲ سال برروی صحنه بود . کتاب « میشلاستروگف » نیز کتابی موفق بوده و مورد توجه زنان پاریسی قرار گرفت و نام ژول ورن را پرآوازه کرد .

زندگی شخصی ژول ورن
ژول ورن در سال ۱۸۷۵ بالاخره تصمیم گرفت ازدواج کند ، او با زنی بیست و شش ساله به نام « هونورین آن همبورن » که دو فرزند داشت ، ازدواج کرد . ثمره این ازدواج میشل ورن بود که در سوم اگوست سال ۱۸۶۱ پا به جهان گذاشت . ژول ورن برادری به نام پل و سه خواهر به نام های آنا ، ماتیلا و ماری داشت . در سال ۱۸۶۶مردی دیوانه از فامیل ، ژول ورن را هدف گلوله قرار داد ، لذا از ناحیه پا آسیب دید و زمین گیر شد ، اما دست از نوشتن بر نداشت . در همان دوران بود که کتاب « در برابر پرچم » را نوشت . متاسفانه در این زمان چشمش آب آورده و تا مدتی توانایی نوشتن نداشت . با اینحال با مشکلات فراوان کتاب « ابوالهول های یخ » ، « وصیتنامه مرد دیوانه » و « فانوسی بر فراز دنیا » را نوشت . او که بسیاری از اختراعات و اکتشافات را پیش بینی کرده بود تا حدی مرگ خود را نیز پیشگویی نمود ، لذا روزی به همسرش گفت : اینبار به جای اینکه نزد پزشک بروم می خواهم ، کشیش را به منزل دعوت کنی . بالاخره در ۲۴ مارس سال ۱۹۰۵ این نویسنده معروف و نامدار چشم از جهان فرو بست و پیکرش را در زادگاهش نانت دفن کردند . اکنون آثار ژول ورن با چاپ های متعدد در سراسر جهان به زبان های مختلف منتشر می شود و اکثر داستان ها و رمان هایش بصورت تئاتر ، نمایشنامه و فیلم های سینمایی درآمده و مورد استقبال اکثر مردم از جوان و پیر قرار گرفته است .

داستان های معروف ژول ورن بدین شرح است :
پنج هفته در بالن ۱۸۶۳ ، سفر به مرکز زمین ۱۸۶۴ ، از زمین تا ماه ۱۸۶۵ ، فرزندان کاپیتان گرانت ۱۸۶۸، سفر به مدار ماه ۱۸۷۰ ، بیست هزار فرسنگ زیر دریا ۱۸۷۰ ، دور دنیا در هشتاد روز ۱۸۷۳ ، جزیره اسرارآمیز ۱۸۷۴ ، میشلاستروگف ۱۸۷۶

فرزندش آثار ژول ورن را احیا کرد
میشل پییر ورن فرزند ژول ورن که در زمان حیات پدرش مشاور ادبی او بود ، بعد از مرگ ژول ورن مسئولیت ویرایش و انتشار آثار پدر را به عهده گرفت . او که علاقه زیادی به سینما داشت تصمیم گرفت ، آثار پدر را به صورت فیلم سینمایی درآورد ، لذا حقوق انحصاری اقتباس های سینمایی از داستان های ژول ورن را به کمپانی اکلر فرانسوی واگذار کرد . پس از آن میشل با تاسیس کمپانی فیلم های ژول ورن در پاریس به تولید فیلم های سینمایی براساس داستان های پدرش مشغول شد و به این ترتیب توانست کار پدر را بیش از پیش احیا کند .

آفتاب


مقالات فرهنگی مرتبط :



عکس روز
موضوع روز
لوگو تبلیغاتی
میلاد خاتم پیامبران بر بر تمامی مسلمانان مبارک
زيبا ترين تولد ها ، آن هائيست که در رويا براي کسي ميگيريم...که عاشقانه دوستش داريم
مسابقه و جایزه
بانک اطلاعات مشاغل
محل تبلیغ شما
محل تبلیغ شما
لینک تبلیغاتی
پیام ها

سایت وفاق از میان علاقمندان به سایت همکار افتخاری میپذیرد برای همکاری اینجا کلیک کنید

خانه | نقشه سایت | ارتباط با مدیر سایت | ارتباط با مسئول سایت | تماس با ما