|
|
|
|
خلاصه آمار سایت
بازدید کل : 12121934
بازدید امروز : 7571
آمار هفته گذشته
1392/2/27 : 7354
1392/2/26 : 8586
1392/2/25 : 8672
1392/2/24 : 9979
1392/2/23 : 10996
1392/2/22 : 10866
1392/2/21 : 9206
|
|
|
|
|
|
| مقاله روانشناسی - مطالب جالب درباره احساساتمقاله روانشناسی
مطالب جالب درباره احساسات  احساسات واگیر دارند ؟؟ در بعضی شرایط می گوئیم : « احساس بدی از حضور در آن موقعیت داشتم » و یا « من هم مثل او غمگین شدم » و ... این جملات به چه معناست ؟ واژه « احساس » در روان شناسی ، بسته به اصل لاتین آن ، معانی متفاوتی دارد . در زبان مصطلح از کلمه « احساس » در موقعیت ها و حالات مختلف برای بیان اهداف متفاوت استفاده می شود ؛ مثلا می گوییم : « احساس می کنم که او اصلا مرا درک نمی کند . » یا مثلا : « احساس بدی از حضور در آن موقعیت داشتم » یا مثلا : « زنان از مردان با احساس ترند . » ...
این مثال ها حاکی از آن است که کلمه احساس در موقعیت های مختلف ، بار معنایی متفاوتی دارد . برای آشنایی بیشتر با بحث « احساس » در حیطه روان شناسی ، با دکتر حسین ابراهیمی مقدم ، روانشناس ، گفتگویی کرده ایم که می خوانید .
آقای دکتر ! در روان شناسی ، کلمه « احساس » مترادف با چه واژه ای است و دقیقا چه معنایی دارد ؟ در کتاب های ترجمه شده از زبان انگلیسی معمولا « احساس » و « احساس کردن » را به جای لغاتی از قبیل « Sensation ، sense ، affect ، think underestand » و امثال هم می گذارند که هر یک معنای فنی خاصی خودش را می دهد . احساس به معنی « sensation » عبارت است از کلیه فرآیند هایی که از طریق آن ، یک گیرنده حسی ( مثل بویایی ) پیام را گرفته و از طریق تغییر و تحولات و انتقالات ویژه ، آن را به سمت سیستم عصبی مرکزی ( مثل مغز و نخاع ) می فرستد . از این رو 5 حس اصلی داریم که احتمالا می دانید که مهم ترین آنها حس بینایی است . احساس به معنای « effect » یا عاطفه نیز به کار می رود که در این حالت ما نسبت به چیزی یا کسی یا واژه و موقعیتی خاص حالت های ویژه ای داریم . مثلا نسبت به کسی که برای اولین بار ملاقات می کنیم حالاتی از قبیل خوشایندی و ناخوشایندی نشان می دهیم . احساس به این معنا می تواند مثبت یا منفی باشد که این بسته به موقعیتی است که فرد در آن قرار می گیرد . البته در روان شناسی خاطر نشان می کنیم که در یک فرد طبیعی عاطفه باید متناسب باشد ؛ مثلا اگر فرد در حال تماشای یک فیلم کمدی است ، حالت خنده داشته و در هنگام شنیدن یک خبر ناخوشایند دیگر نخندد . یکی از ویژگی های بیماران روانی ، داشتن عاطفه نامتناسب است . بعضی وقت ها می گویند که مثلا فلانی آدم با احساسی است . این از نظر روان شناسی ، معنای روشنی دارد ؟ اول باید این را بگویم که احساساتی بودن با احساسی بودن فرق دارد . معمولا در فرهنگ ما احساساتی بودن را نفی می کنیم و انتظار داریم که افراد تحت تاثیر تفکر ، تعقل و قضاوت عاقلانه قرار بگیرند . در این مقوله افراد احساساتی را کسانی می دانیم که معمولا تحت تاثیر حالات هیجانی هستند ، نه حالات عقلانی . ولی معمولا از افراد با احساس به عنوان کسانی یاد می شود که قادر به درک طرف مقابل بوده و می توانند حالات و ویژگی های دیگری را درک کنند . البته خیلی وقت ها هم می شنویم که باید احساسات خود را کنترل کنیم که معمولا در این مواقع یا صحبت از غرایز است یا هیجانات .
از نظر روانی چه ضرورتی وجود داشت که ما دارای احساسات باشیم ؟ تکامل گرایان معتقدند که هم زمان با پیچیده تر شدن حیوانات ، بچه های آنها برای بقا نیاز به مراقبت های طولانی تر پیدا می کردند . پیوند عاطفی مادر و فرزند ، احتمال طرد کودک را تا زمانی که بتواند به تنهایی به بقا ادامه دهد ، کاهش می دهد . همچنین مشاهدات دانشمندان نشان داده است که مغز حیوانات اولیه ( خزندگان ) فاقد اعصاب احساسی است . هنگام تولد ، بچه مارمولک ها به طور غریزی بی حرکت می ماند تا به وسیله مادر خورده نشوند . بر عکس ، کودک انسان کنونی ، با مغز پیچیده احساسی ، به طور غریزی می تواند کار هایی انجام دهد تا مادر را از نظر وضعیت روحی یک عمر گرفتار خود کند . وضعیت روحی چه معنایی دارد ؟ وضعیت روحی به یک وضعیت احساسی طولانی مدت گفته می شود که به وسیله الگوی تغییرات بیوشیمیایی و هورمونی خاص می تواند شناسایی شود . در این حالت ، شدت احساس تجربه شده بسیار ملایم تر است و گاهی اوقات ممکن است حتی از آن بی اطلاع باشیم . وضعیت روحی ممکن است چند ساعت یا چند روز به طول بینجامد . به یک وضعیت احساسی که بیش از چند هفته طول بکشد ، معمولا اختلال روحی یا عاطفی گفته می شود ( مانند زمانی که احساس غم ماندگار می شود و به بیماری افسردگی می انجامد ) . یکی از تفاوت های میان احساس و وضعیت روحی این است که وضعیت روحی الزاما با وقایع قابل شناسایی و شخص ارتباط ندارد .
وضعیت روحی معمولا به وسیله یک یا چند مورد زیر ایجاد می شود : 1) تجارب عمیق احساسی که بروز داده نشده اند ( مانند نادیده گرفته شدن یک شکست و گویی هیچ اتفاقی نیفتاده ، و سپس « بی دلیل » احساس بدخلقی کردن )
2) تعدادی تجارب احساسی پی در پی ( مانند زدن چند تلفن بی نتیجه که به ناامیدی منجر شود یا ملاقات با چند انسان پرشور که باعث تقویت روحیه شود )
3) تغییرات شیمیایی ،به دلایلی مانند کم خوابی ، قاعدگی ، غذا نخوردن و ...
یکی از مضرات وضعیت روحی نامناسب آن است که می تواند دید ها را نسبت به جهان ، بدون آنکه حتی متوجه باشیم ، تغییر بدهد . ما ناخودآگاه افراد و موقعیت هایی را انتخاب می کنیم که با وضعیت روحی و خلق و خوی ما جور هستند .
خلق و خوی ما تحت تاثیر چه عواملی است ؟
خلق و خوی ما تابعی است از عوامل زیر : * توارث ژنتیکی ( برای مثال ، افسردگی در مردان یا خشونت در زنان ممکن است سابقه خانوادگی داشته باشد )
* ساختار فیزیکی هورمونی مغز ( برای مثال ، مردی که قسمت خاصی از مغزش آسیب دیده و یا هورمون تستوسترون بیش از اندازه دارد ، آتشین مزاج می شود . )
* تجارب زندگی ( برای مثال ، کسی که در کودکی با یاس های بسیار رو به رو شده است ، ممکن است آدم بدبینی شود ) آیا ممکن است احساسی در ما وجود داشته باشد که از آن آگاه نباشیم ؟ بله . زندگی احساسی ما تحت تاثیر ذهن ناخودآگاه ما قرار دارد . تغییرات فیزیکی ناشی از یک احساس ، قبل از آنکه مراکز فکری آن را ثبت کنند ، ایجاد می شوند و ممکن است ساعت ها تا سال ها به صورت یک حالت روحی پنهان در بخش ناخودآگاه ذهن باقی بمانند . ممکن است ما نتوانیم این حالت را در خود تشخیص دهیم اما روان شناس آماتور درون هر یک از ما معمولا می تواند آن را در دیگران تشخیص دهد . روزی فوتبالیستی را روان درمانی می کردم . در یکی از جلسات گفت : « تازه حالا می فهمم که خشم من در طی سال ها در درونم انباشته شده است » . پرسش این است : حالا که او از خشم خودآگاه شده است ، آیا مسوولیت آن را قبول خواهد کرد و یاد می گیرد که چگونه به صورت صحیح آن را ابراز کند ؟
راست است که می گویند احساسات واگیر دارند ؟ قطعا شما هم شنیده اید که « افسرده دل افسرده کند انجمنی را » با این حساب می توان گفت که اصطلاحا احساسات واگیر دارند مگر آنکه فرد آگاهانه تلاش کند که « آلوده » نشود .
حرف آخر ؟ باید احساسات خود را به طور منطقی و درست و جامعه پسند مطرح کنیم . مثلا کسی که خشم دارد ، بهتر است با ورزش کردن ، لگد زدن به توپ و یا شنا خود را تخلیه کند و نه اینکه با داد و دعوا و کتک کاری هم وجهه خود را در اجتماع مخدوش کند و هم احساسات منفی جدید را برای خود تولید کند . نباید فراموش کنیم که ما انسان ها هیجان های مختلفی داریم . طی سال های عمر خود باید بیاموزیم که برخی از این هیجان ها را مثبت تلقی کنیم و برخی از ناپسند بشماریم ، یا برخی را به راحتی ابراز کنیم اما خود را از ابراز برخی دیگر بازداریم . کسانی که از اعتماد به نفس خوبی برخوردارند توانایی کنترل احساسات خویش را دارند . آنها بدون احساس گناه و حسرت ، با تمامی هیجان های خود مواجه می شوند . خود را سر زنده نگه می دارند و به تناسب زمان ها و مکان های مختلف ، احساس مناسبی را ابراز می کنند و وضعیت روحی و احساسی دیگران را درک می کنند . |
|
|
| عکس روز |
|
|
|
|
|
|
|
|
| پیام ها |
سایت وفاق از میان علاقمندان به سایت همکار افتخاری میپذیرد برای همکاری اینجا کلیک کنید
|
|
|
|